فکر میکنم دیگه وقتش رسیده
باید اون صحبت جدی ای که منتظر بودم ابا از اسیاب بیفته و خللی توی چیزی وارد نکنه رو بکنم
باید مشخص کنم
باید باهات خیلی منطقی و جدی حرف بزنم
منتظر فرصتش خواهم بود
نه اینجا و نه هیچجای دیگه
باید روبروی چشمات گفته بشه
مخاطب: خانوم نون
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
نشستم چیدم نوشتم
همه ی احتمالات ممکن رو
راهای مختلفی داره تا ب پایان
اما نهایت همه ی این مسیرها
یه چیزه
چه خوب باشه چه بد
نهایت همه ی مسیرها به این ختم میشه که مالک همیشگیه قلب من
فقط یک نفره
مخاطب: خانوم ن
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
ناراحتم
خیلی ناراحت
مشهد دیگه اصلا شبیه قبلش نیست
این اخریا همیشه با ناراحتی اومدم
با ناراحتی بودم و
همیشه با ناراحتی رفتم
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان
ازینکه اینقدر غریبه ام
از همه غریبه تر
خیلی ناراحت و افسردم
دلم مرگ میخواد
یه مرگ راحت توی خواب
همین و بس
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمیان